♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفها با رقص دستهایت می آیند و می روند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردهایم دیگر کلمه نمی شوند تا از مرزهای آبی احساست بگذرند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا، هر شب از ساحل ِآوازهای ملاحان عاشقیْ بی موج می گذرد، که خواب اقیانوسها را در می نوردند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خوب که نیستی وگرنه با این همه درد پیر ت می کردم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در چشم هایت سر به صخره می کوبند آب ها.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم خودم را بــــُر بزنم شایـــــــد این دست تو بیایــــــــی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست آنکه دلش عاشقانه با ما بود؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیـــآیــت مـــن بـــودم کـــهـ بـــهـ آخـــر رسیــــدم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایم فقــ ـطــ... فاتحــ ـه بخوان ...رفیق....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در دستانم جا نمیشود این همه پوچی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از میان تمام نوشته هایم... به این یک جمله دل بسته ام... یادم باشد فردا بمیرم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با گلهای قالی، این خرابه گلستان نمی شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی گوشه ی اتاق جا خوش کرده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم از نگاهم دست برنمی دارد !!....لعنتی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .