♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دم ب کله می کوبد و شقیقه اش دو شقه میشود بی آن که بداند حلقه آتش را خواب دیده است ......عقرب عاشق
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ...! چه خبره ...؟؟؟ آرامتر ...! نیازی به زمین لرزه نیست ...! کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیاپازون هم که دیگه کوکم نمیکنه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگـر نـفـس هایم ، تنها برای خنک کردن فنجان قهوه ام یاریم میکند . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانم ...یعد از هر خنده من ....گریه طولانی تر است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعت از نیمه شب گذشته است و من به این می اندیشم : اگر کاری که " عشق " با من کرد با تو می کرد چند روز دوام می آوردی ؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمیق تر نفس بکش که چیزی در این جهان مجانی نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریاد می کشم، از عمق سینه ام
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 3 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .