♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم از تــو حــرف می زنــم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخه .....چی بگم از دستت ای روزگار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شوقیست در من به اندازه ی روزهایی که طعم شب را نچشیده اند... با یک حساب سرانگشتی من مرده ام!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالم خرابه کسی رو ندارم، ازم بپرسه آخه دردت چیه؟ دارم تو غصه ها می میرم اما، یکی نفهمید کس و کارم کیه! بی کسی بد دردیه درمون نداره، حتی اشکاتم واسه تو کم می زاره،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس باور نمی کند که من به خاطر صدایی که دوباره بشنوم در کوچه های شبانه تلف شدم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من کجا گم کردهام آهنگ باران را؟! من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــن مــه ام کــه گــاه بــه زميــن دل مــيبنــدم و گــاهــي بــه آسمــان، و در ميــانــهي ايــن شــک آرام آرام پــراکنــده مــي شــوم . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .