♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امواجی مدام می وزند و صخره های دلم را به ماسه زار می برند من ... در تو غرق می شوم و تو ... خالق منظره ای می شوی که در افق هیچ آسمانی نمی گنجد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال هاست کوچ کرده از تنم باران !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگ سارم مکنید با لبخند دل من غمگین است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با خیالت ... شمع روشن می کنم می گذارم پیش شب می نشینم پشت باران با لجاجت شعر می گویم برای آفتاب فانوس چشمانت کجاست ؟ این جا غروب است نازنین !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم جزیرۀ گنج و چشمانت که دزد دریائی ست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تسلــیـم نمـی شــونـد واژه هــایــم بــــرای ِ پـــرستـیدنــت !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا با خيالت تنها نگذار دلم خودت را ميخواهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر باران ...... .اشک ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا تو خانه ای حالا می خواهد زیر برفُ باران باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .