♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پر پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربان باش تا این درد بی دلهره از تنم رخت برببندد تا نفس به سوی تو می اید ومی رود این استخوان مُرده را بجای دست های تو می فشارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهن من سوی پریشانی خاطری میزند بال که شکسته های پر را بیش از احساس پرواز معنا میکند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .