♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دریا امشب... آرام است . همچو قبرستانی که ندارد زجه و ناله و فریاد و فغان .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از تاریکی ، تنهایی میترســــم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام سیگارهای دنیــــــــــــــا را هـــــم کـــــــه د و د ک ن ی , تنهایی ات تـــــــــوجه هیچ کس را جز پیرمرد سیگار فروش جـــــــــــــــــــلب نـــخواهد کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تگرگ ها طغیان اشک های در سکوت مانده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر فقط افسانه ای غمگین و تنهای من بود ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .