♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا در زلال باران چشمانت جاری کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از جام بلورین و زلال چشمانم قطره قطره شبنم عشق می جوشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بچه های قد و نیم قد عشقند شعرهای تازه ای که نگاه می کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که اهلی شده ام نه ستاره ها و نه پروانه ها ....نفسهایم مرا یاد تو می اندازند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میان ما همیشه آن می شود که تو می خواهی گمانم با خدا هم تبانی کرده ای!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گویی دوست دارد یار این آشفتگی را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رها نخواهم کرد دست هایت را که دست هایم به زخمه هایت زخم اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای اینجا سالهاست که ابریست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی نشئه یک شب پره است که به سوسویی یک مهتابی همه هستی خود را به فنا می دهدش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالها خوابگردی بودم که در جستجوی زندگی ٬ لحظه لحظه عمر را با سپیدی های مو تاخت می زدم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .