♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هلال بوسه خورشید بر دریای خزر..... آرام گریست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر تکرار میکنم تو را تا که زندگی بخند هر چند که غمگینی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظـــــه های پـر التهـــــاب دلتنگـــ ـــی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و قفس خالی، در سکوت، به هم نگاه می کنیم و منتظریم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر سعید عبد ولی :من گریم واس این نیست که بچم باخته. واسه اینه که داره گریه میکنه و من نیستم اشکشو پاک کنم! ما از مسئولین هیچی نمیخایم.فقط نذارن بچم گریه کنه . مادر داغدار میشه اشک بچشو ببینه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لم لک زده واسه یه کم بارون... یه کم بارون بباره که برم زیرشو دوباره دیوونه بازی دربیارم...دوباره خل بازی دربیارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوس دارم برم تو دریا .. یا خفه میشم با آتیش وجودمو خاموش می کنم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی " تو" شعر تمام می شود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در چشمانت "دنیا"یم را دیدم دلبر من دیوانه یار مراقب نگاهت باش چشمانت شاعرم می کنند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای رفتن لحظه ای درنگ نکردی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیووانگی را به جانم میخرم بگذار رسوای زمانه شوم! فقط ای عشق.. تنهایم مگذار از من مگذر.. رهایم مکن!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .