♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشفته بازاری ست این عجوزه هزار داماد ......دنیارا میگویم...............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه سوالی نه پاسخی ست انسان را برابرتنگ چشمی جهان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در کدامین گوشه ی قفس تواند خواند قناری غمگینی که بال شکسته ای دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست های پر از سنگ در کمین است گناه از من بود که با تو گفته ام دلم شیشه ای ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در جستجوی نگاهی اشناست دل هم نفسی که بر دفتر شعرها بنشیند تا ورق زند آرزوهای خفته را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو میهمان دفتر شعرهایم هستی ماندی تا عشق بماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می تابد ، آفتاب مهربانی ات بر اشکهای بی قراری ام... رنگین کمان پر می کند تمام دلتنگی هایم را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از تمامی آینه ها مهربان تری باران، چگونه وصف کند شرح حال تورا!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیسِ بــاران و نــور و آیــنه ام... وقتی از طواف نگاهِ تو می آیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دود می شود خیال تو در پیش چشمانم به وقت ناخوش آخرین پك سیگار! و باز هم سیگاری دیگر مبارك باد این آمدن و رفتن...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دوش کشیدمت در تمام لحظات دل دل کردنت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را....!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این مکان انرژی منفی کولاک می کند. ما را به بزرگی خودتان ببخشید. " دل " است دیگر... گاهی می گیرد، گاهی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا.... مورچه ای شده ام که زورم به بارم نمی رسد!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .