♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت آن قلّه ؛ نه نزديكتر پشت قلبم خدايي هست كه مرا ميخواند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
(( فاصلهها با درياي اشك هم پُر نميشود ))
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دعا میکنیم باران ببارد ، کاش یادمان باشد ؛ همه بالای سرشان سقف نیست ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیش تو حتی از ابرها هم ؛ سبکـــــــــــــــ ترم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب ؛ تا خـــــــــــود صبح باريد آسموني كه سنگ صبور دلتنگيهاست ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا ؛ كه تقصير من نيست نيمه خـــــــــــــالي ليوانم را تو پر كن !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو زنی ....... زنی که آشفتــهاشـــــ میكنـــد ؛ ته ريش صورت خستهام......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
براي ماندن ؛ حرفي بايد داشت ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام روزهایم را میسوزانم .. تا ؛ چشمكي شوم براي شبهاي بيستارهاتـــــــ .. خستگيهايتـــــ را ميفهمم ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتـــــــ كه ميگيرد ، باور كن نفس نميتوانم بكشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غصههايتـــــ را از تو ميخرم به قيمتـــــــ ؛ بوســههايي كه آرامتــــــــ كــنند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یاد گرفتمـــــ ؛ خسته شومــ ، رويايي شومــ ، پشيمان شومــ ، مشتاق شومــ فرياد بزنمــ ، سكوت كنمــ امــا ؛ هيچوقتــ يــاد نگرفتمــ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سالــ هاستـــ كه قسم خوردهام ، قسم چشمانتـــ را ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .