♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدرقــه نفس كشيدن توستـــ ، عمــــرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهربانيهايت را بايد قاب گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگــر همه درختان مال من بودند ، دفتـــرهاي بيشماري گـــرد ميآوردم ؛ هر درختي ، هر دفتري پر از عاشقانههاي من براي تــــو ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطر ياد تو چه آرام آمد و چه آرام مرا پیدا کرد و چه آرام مرا عاشق کرد و چه آرام مرا رسوا کرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ؛ عاشقم كردي به شب مينايي ؛ بر فلكي نوراني ؛ به گلهاي شكفته مهتابي و عاشقم كردي به وجـــود نازنينتـــــ ؟ تمامـــ عاشقانههاي مني ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از روزی که پا در عرصه زندگیام نهادي ؛ ديگر دلم با شكستن آشنا نيستـــــ . الهي پر تپش باشد دلت كه خون به رگهاي دلم داد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باش ، هميشه باش ؛ تا آغوشت همان اندك جايي براي زيستن و مردنم باشد .. " پناه خستگيهايم ميپرستمتـــــــ "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي خـــدا را براي بودنت شكر ميكنم ، سرم را رو به آسمان ميگيرم و حرفي را كه به زبان نمي آورم با نگاهم ميفهمانم .. " خـــدايم " خوبـــ ميداند چه ميخواهم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بودنتـــــــ را فرياد ميزنم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتــــــــي لبـــــخند ؛ دنبال جايي براي نشستن ميگردد ، آرزو ميــــكنم .. لبانتـــ آن نزديكي باشد !!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .