♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از طرف من آينه را ببوس ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما هميشه در حال فكر كردنيم از خودمان گرفته ، تا خدا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من براي قلب مهربانت هر ثانيه دعا كردهام و براي بودن و ماندنت التماسها و اشكها هديه دادهام ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدايا ، زير چتر مهربانيات پناهمان ده ........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی صدای نفسهات طنين روزهاي بيقراريام شد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط تو ميداني چه ميگويم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گامهايم را در سرزمين ترانههايت ميگذارم ، تا فاصله حرفهاي قلبمان كمتر شود ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهايت را كه باز كني به هيچجا بند نيستم ؛ سقوط ميكنم .................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اونقدر اوج ميگيرم وقتيكه : نفسم ، زندگيم ، جونم ، ، صدام ميكني ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نيم نگاهي به پنجره دلت كن .. ببين چگونه براي خوب بودنت به شيشه ميكوبم .........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا سحر ميسوختم از تبت ، لبخنــــــــــــــــــدت نبود تا پاشويه ام كند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه چیز میشكنـــــــــــــد ، حتي صداي ما .. اما سكوتـــــــــــــــــــــــــــ هرگز ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت عجیبی دارد اینجا دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت، خنده هایت و نوشته هایی که ... با خود چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .