♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دلم شک نکن دلم ساده تر از این حرفهاست آنقدر ساده که تو را به من ترجیح داده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم چون ضریح به این پنجره چسپیده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شانه های کسی تاب نمی آورد گریه هایم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جمع میکنم بساط این زندگی را بدون تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دلم ریخته سردی نگاهت زمستان دیگر برای چه من هستم و هزاران چله در دلم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجای این دنیا دارد اتفاق دیگری می افتد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه واژه از چشمان تو برداشتن هنر میخواهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجای روزگارت مرا جا گذاشته ایی که اینگونه بی تو مانده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتنت سهم من نبود وقتی دنیای ما با هم کنار نمی آمد وقتی روزگارمان به هم پشت کرده بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستی بیایی خبرم کن به دنیا برگردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تر و خشک را به آتش می کشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه می کند با دلم وقت دلتنگی چنگ می زنم می سابم و می خراشم نمی رود که نمی رود بس که زیاد بود شعله عشقم به تو
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .