♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر میخواهــی بمانــی آه نــکش... لبخند بـــزن ... بمان !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دزد ِ شعر چشم های توأم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموشـــم مـــکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به مـــاه فکـــر می کنــی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میــدانم وقتی نباشــم هیچکس تکــرار مــن نخواهد بود نه در قلــب ِ تـــو... نه در زمـــین... اما همیشه روح ِ عــاشق ِ من در نبض شعرهایم مــوج خواهد زد و خاطرات ِ بودن با مـــن برقــی خواهد شد در چشمان ِ تـــو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکـــوت را دوســت دارم بــه خاطر ابــهت بی پـایانــش ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این سکوت شب.... قلبم در آســمانی ست کــه تو فانوس ِ شبهای بــی ماهتــابَشی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوتــــ ـــــ... فوج فوج می گرید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعرهایــم را دستـــــ ِ تو می سپارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر چه باید باشم جز کسی که سرمست می شود از ترانه ی چشم هایت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریاد شادی ام را سکوت می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـــی بینی ؟ آنقدر دور تا دور ِ رابطه مان را خط کشیدند که همان خوشحالی اندک ِ میان من و تو "هم" پـــَر کشید!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط به انتشار شعله ی کبریت میرسه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نسلي که سر سپرده ي عصر حجر شده
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .