♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من صداهای بسیاری می شنوم همان طور که می گویند یک دیوانه می شنود من حرف زدن ِ درختان را می شنوم همان طور که می گویند یک جادوگر می شنود شاید من یک مرد ِ دیوانه ام، من یک جادوگرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد زایمان داردشعرم..به دنیا بیا ، زودتر!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش در صحرای نجابت تنت همدمی بودم تا غبار خستگی از دویدن این صیادان بی رحم را با نوازشي از بوسه بر پیشانی بلندت بر قله احساس دلت فتح میکردم و آن روز چه زیباست و بهترین روز من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم هايت را ببند مرا آرزو كن!! آن چشم هاي با شكوه را بگشا! . . . اين منم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هيس ......اينجا تمام واژه ها خوابند!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ايمان بياوريم زمين گرد است تو برگشته اي من بازگشته ام!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بيا كمي بخنيدم به روزگار پوچ بودنمان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من عاشق قابي شده ا م كه زني در او آرميده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پك مي زنم سيگاري را كه لاي انگشتانم نيست!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حلقه زدیم درنجابت شعر مثل بازی گرگم به هوا حالا گره می خورم به تکرار در تاب گیسوان ات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس بارون زده برگرد به دامان بهار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نم نمک کاش بریزد غزل از گیسوی یار...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .