♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت های سر به زیر از کودکی با من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی مخاطب.....سکوت خسته و قلب شکسته ام را ببین با من چه کردی؟ ایا تاوان عاشق شدن و عاشق بودن این است؟! اگر چنین است پس نفرین بر عشق… روزگار تنها شدنم را در جاده ی انتظار می گذرانم نفرین به تو ای غریبه…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق امروز من چیزی برای فردا بگذار نگاهی.. یادی.. تصویری.. خاطره ای.... برای آن هنگام كه فراموش خواهیم كرد كه... روزگاری چقدر عاشق بودیم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برو... تردید نکن!!! نفس های آخر است! نترس!!! برو... احساسم اگر نمیرد... بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست! برو... یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود... پس راحت برو..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میدانستم کجای سکوتت هستم عشق یا نفرت...؟؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلواپسی هایم شبیه انار ترک خورده ای است.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .