♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها کودک درونم بیشتر از هر کس دیگری مرا درک میکند.. او خوب میداند که در دلم چه میگذرد.. چه میگویم٬چه میخواهم و چه در سر دارم... باز هم تو..ای کودک کودکی هایم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مانده ام و شاخه ای گل، که در دستان سردم جا خوش کرده است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می اندیشم... به نگاهی که در افق غروب کرد... به صدایی که در گلو ماند... و سکوتی که در عمق جانم نشست!! و حالا آنقدر خسته ام که بی صدا و آرام آرام تحلیل میروم... کاش میدانستی امشب همان گاهی ست که ذره ذره میشکنم از رنج هایی که بر سرم آوار میشود!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی ، به اصرار نگشایم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جر نهان تو چیزی نیست در اینجا خوب گوش کنی مرا می بینی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی سبب نیست دل تنگ هایم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از زانوی درد تا فرق حادثه این لحظه در بهار آغوش به برف ها باخته ام اما هنوز باکره ی دست های تو هستم در هست این همه نیستی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به آنان که آرامش را نه در زندگی که در نگاه می جویند......«عشق آمدنی بود نه آموختنی »
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ، می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فانوس من کجاست....گم کرده ام واژه ها را در ظلمت سکوت وتنهایی.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .