♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد / ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد / فروغ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا به دست کسی بسپار، که انتخاب خودت باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس نمی خورم! آرزویی نمی کنم! بغض نمی شکنم! دیگر چیزی نمی خواهم.................. راستی ...«من مـــــــــــــــــــــــــــــرده ام م»1
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امان از بعصی هااااااااااااااااااااااااااا......................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به کجا چنین شتابان؟؟؟ . . . . صبر کن......دریا از خجالت تبخیر می شود وقتی که بوسه می زند بر گونه های همیشه خیس اش « لب های خورشید»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست حس پریدن بدون بال؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی غریب و حادثه هایی که می رسند در بی کسی و خستگی من و یک جدال رخ می دهد میان من و آنچه در من است تا بگذرد دقیقه برایم شبیه سال!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا خداییش اینا عادلانه است؟ یعنی تمام شعر من بهانه است؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی گناهی من اینجا چه گناهی شده است!؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .