♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پروانه برای پرواز رنگینش محتاج پیله است بگذار تنها باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران تمام شد حالا می توان نشست و برای آنانکه دیگر بهانه ای نیست برای آمدنشان گریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چکش بياوريد که در تکـلّم تيشـه به لکـنت افـتاده انـد فـرهادهای امـروزی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو قند پهلو می شود تلخی ِ آغوشم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغضم را کاشتم تا در بهار ِ يادها خاطرت را بغل بغل درو کنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که بر بلندای ِ محال ايستاده ای دلم به جايی قـَد نمی دهد.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هستی شيرين ِ شيرين وقتی می روی تلخ ِ تلخ..... اشک ِ من هيچوقت شور نبوده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمم کور ! زبانم لال اگر ؛ غير از بوی ِ تو شنيده باشم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمک ؛ يعنی لکنتِ نگاه در ترنـّم ِ دوستت دارم ها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اکنون؛ نهال گردو آنقدر قد کشيده تا بابتِ آن قلبِ تيرخورده ای که کـَـنـده ام؛ ريشخندم کُـنـد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دليل ِ نرفتنم حرمت راه بود دليل نيامدنش حرمت ِ پا......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یانو....مرا يادت هست...؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرار ِ من باش ! تا در مدار ِ تو باشم ! چه قرار - مداری بهتر از اين!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سيندرلا که نباشد موشهای خاطرات ناقلان ِ طاعون اند.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .