♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و من تنها زمانی از دوست داشتن تو دست خواهم برداشت که خدا موجودی برایم خلق کند تا به اندازه ی تو دوستش داشته باشم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـم یهـ خــــــــــوابـــــــ طولانیـــــــــــ میخــــــواد فقط همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه مرد با اون دبدبه و برو بیا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتند.. به اندازه ی گلیم هایتان.. و به اندازه ی دهان هایتان.. اما.. اما حرفی از وسعت آرزو هایمان نزدند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاقبت غم نخواهد ماند.. دلی را که ......دریاست.. مانند خورشید.. که هنگام غروب.. در عمق دریا ها می سوزد.. و در دور دست ها محو می شود..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز معتقدم که به قانونِ هیچ خدایی ، ماهی ِ بر خاک نشسته ...زنده نخواهد گشت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر به کار ِ دنیا نمیآید هیچکدام از نوشته هایم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر حتی صدای خیس ِ تو هم نمیخواند نغمه ای برای روح سرگردانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ، زندگی ، چای ، بوسه، غایب ، خنجر ، سفالکسین ، نگاه ، دست ، یادگار ، لباس ،قلم ، آشیانه ، خیابان ، سکوت ، معلق ، H2O ، تاخیر ،اعتماد ، یاد ، دریا ، اضطراب ، امید ، تو ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه کن... که چه تلخ و غریب افتاده اَم، در قصه هایم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این خیابان، دیگر کلاغ هم ندارد ....چه رسد به گنجشک های خسته از باران.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تب نیست هذیان های ذهن ِ متروک اَم ، برفکهایم به شدت چرک کرده اند!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .