♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به این خماری تن داده ام! . . . می دانم که به گردت هم نمی رسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کارم از حاجت گذشته! بلکه سماجت روا شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگرچه من عین عشقم ولی تو آخرشــــی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل در رهن تو سپرده تا ازچشمانت وام بگیرد این شاعر ِ همیشه مقروض......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.......................... این چشمهای توست که قافیه بازند ؛ والّا دل من ردیف ردیف است ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ضربه ی آخر را نگاه تو می زند در این رباعی ِ چشم در چشممان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پُر از شراب است خود نویسم وقتی از تو می نویسم . . . . من مِی نویسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازدحامی در دلم برپاست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت چتری ست که بی آن ؛ خیس ِ از تو گفتن نمی شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من آتشی بدون دود وعشق قبیله ای گمنام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرس از رودخانه ماهی می گیرد گربه از تـُنگ بلور..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو دهلیز و دو بطن . . . اینست چهارپاره ی من برای تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در حضور ِ این همه جیوه ی جنون ؛ صحبت از آبروی آینه نکن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همان ته سیگار تیـپا خورده ای بودم که خاموش شد زیر پاهایت در غروبِ دلگیر دریای خزر.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .