♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
و میدونی که بی تو از غروب جاده دلگیرم! چه تقدیری خدایا !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سال های سال مـُـردم تا اینکه یک دم زندگی کردم قیصر امین پور
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من بگو آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشا دیدار ما در خواب ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زنده گی اَم شیرین است ، به اندازه ی شیرینی ِ همان توت ِ خشکیده ی ِ کال ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما معصومیتمان را از دست داده ایم...در همان دیروزهای ِ کودکی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار که زخم خورشید عمیق تر از این حرفهاست ... پشت آن کوه ... در کارزار افق ، گویی آسمان دارد زمین گیر میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر بار که نسیم نگاهت بادبادک حواسم را هوا میکند ... من میمانم و قلبم ... من میمانم و احساس ... ... و تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم ایستاد ... از اضطراب ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افتــــــــــــادم ... از نفس ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شبی که من دیگر نیستم ... شاید گربه ای روی پشت بام خانه ی پیر زنی تنها اولین قدم زندگیش را بردارد ... شاید ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .