♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر سفیدی ِ کاغذ ،دلم را فاش میکنم ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصمیم اَم را گرفته ام.سفری به تهِ دریا ! همانجایی که هیچکس نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این همه پیغمبرها گفته اند که روح باقی می ماند و چنین و چنان می شود. اما هیچکس توجه نکرده که آیا روح ما قابل بقا هست یا نه ؟! شما را بخدا روح ما با این افکار پست و اندیشه هایی که از حدود معده و شهوت تجاوز نمی نماید آیا اگر از بین برود بهتر نیست ؟!؟ موريس مترلينگ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگیه من با تو چقدر زیبا میشود!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستي نيست تا نگاه خسته ام را نوازشي دهد. اينجا ،باران نمي بارد... فانوسهاي شهر، خاموش و مُرده اند دست هاي مهرباني ،فقيرتر از من اند...! این نامردمانِ عشق نديده ، خنجر کشيده اند بر تن برهنه و بي هويتم ! دلم مي خواهد آنقدر بنويسم تا نفسهايم تمام شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیریست که حرفهایم در بستری از بغض خوابیده اند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقوط من : داد و فریاد کردم...کسی نشنید...سکوت شدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از ما که گذشت خدا !... ولی این رسم ساده اومدن و ساده رفتن رو از بین آدمهات بردار!!... نذار ساده بیان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم هوای پریدن دارد .....هوای آواز . . . کدام نگاه کدام دست کدام امید !؟ قفل یأس آموزِ حبس مرا خواهد توانست شکست . . . ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بلند می کردم گاهی دستان بی رمق خویش را رو به آسمانت افسوس! نگاهت دور است ز من...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی و گرمی روزگار را که چشیده باشی می فهمی که به عبور هیچ عابری اعتمادی نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هیچ نمیدانم که چرا اینجا... برنده ها و بازنده ها مثل هم رفتار میکنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس غریبیه کمی هم ترسناک هیج نباشی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .