♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا كه سبزه نگاهت را به دلم گره زده اي و رفته اي چه فرقي مي كند دربه دري اش چه وقتي از سال باشد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد، مثل روزهاي زمستاني شده اي ارديبهشت هايت كو ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر سال مي آيي چكار؟ وقتي كه هيچ گلي به سرم نمي زني بهار!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر به هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم حال عجیبـــی ست دیدن همان آسمان که ... شاید "تو" ... دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده ای....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نسکافه میخورم و به تو فکر میکنم. شکر می ریزم.شیرین نمی شود. هر چقدر شکر می ریزم نسکافه ام شیرین نمی شود. تلخ است...تلخ تلخ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک دنیای خاموش. یک شهر خواب آلوده. یک خیابان سرد و یک کوچه ی دلگیر. از چه بنویسم؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه سفر کردهای که برگردی، نه غریبی که آشنا بشوی چقدر میشود به یک دل گفت: چشم بر در بدوز، میآید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موج میداند ملال عاشق سرخورده را /زخم خنجرخورده، حال زخم خنجرخورده را /در امان کی بودهایم از عشق، وقتی بوی خون باز،/ وحشی میکند باز ِ کبوتر خورده را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می ترسم ، می ترسم از روزی که منو حاشا کنی .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر می شود اردی بهشت بیاید برود ومن اعتراف نکنم که دلم هوای دونفره دارد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طلوع یا غروب چه فرق میکند وقتی نباشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار من تنها همین است: تک نهال با مبو و یک شاخه ی بید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل ساقهی گیاهی ترد گرهام بزنید به چوبی، چیزی... ترسیدهام ...مدام باد میآید
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .