♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشـــقانـــه هايي که برایتــ ـــــ مینویســــم مثــل آن قهــ ـوه هایــی هستـند کــه خــ ــورده نمیشــونـــد! یـــــ ـخ میکنــند و بایـــد دور ریختــــ! فنجانتــ ـــ را بده دوبــاره پــ ــر کنـــــم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنـــــگامــی دستـــم را دراز کردمــــــ که دستـــــــی نبـ ــ ـود. هنــگامــی لبـ ــ ـ به زمزمـ ــ ـه گشـــودم ، که مخاطبـــــی نداشتــــم. و هنــگامــی تشـ ــ نــه ی آتــــش شـــدم ، که در برابــــرم دریـ ــ ـا بود و دریــا و دریــا.....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه احساس عجيبى است، چه نياز صادقانه اى است، وقتى چون باران بهارى گريه مى كنم و انگشتانت را كم دارم كه پاك كند اشك هايم را كه خاطر جمع كند خيالم را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمیق تر میبینم بودنهایت را .... دلم تنگ است... بیا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نشسته ام در سکوت کافــــــه و خاطراتت را مینوشم..با کمی دلتنگیــــــ... به لحظه رفتنتــــــــ.. که تلخـ بود..مثل قهوه روبه رومــــــ و میدانم هرگز از تنهاییـــــــــ این کافــــــه عبور نخواهی کرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چهـــ دنیایـــ بزرگیـــ شده ، تا چشمـــ کار میکند جایــ تو خالیستـــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافهـ + منـ + تنهاییـ دو فنجــانـ قهــوهـ تلخــ ... دو بلیــط مرگــ ... کافــهـ منــ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صندلی های خالیــــــــ.. و فنجان خالیـــــــ... و منــــــ.. که هنوزدر سکوت کـــافه از تو لبریزمــــــ غریبه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم نیست اینجا کجاست؟ بی تو همه جا در دور دست است... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیـــچ نگـــو صــدایــ نفسهــایتــ کـا[!]ـتـــ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با آسمان حال میکنم زمینی ها اگر بگذارند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن زمانی که میرفتم اگر مرا به کافه ای...قهوه ای...سیگاری...با خودت دعوت میکردی می ماندم.... حالا بر روی ریل قدم میزنم.... خاطراتم را در همان ریل اول جا گذاشتم... به دنبال طوفان می گردم... به دنبال نوح.... به دنبال .... آه...چه دردناک است خواستن بی رحمی تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من انقدر عاشقمــــــــ که به طبیعت بدبینمـــــــــ طبیعت پر از تنفســــــــ ادمی استـــــــ که مرا وادار میکند حسادت کنمــــــــ به تنهایی امـــــــــ به جهانـــــــــ به خاطره ی دوریــــــــ ازتو...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .