♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غـــریب یعنـــی کســــی کـــــه تنـــــها پنـــاه خستـــگی هایــــش همیـــــن کلمــــــات پـــــر از بغـضـــــند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوش تو ترس های مرا می بلعد لغت نامه ها دروغ می گفتند آغوش تو یعنی پایان سر درد ها یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها آغوش تو یعنی "من" خوبم! بلند نشوی بروی یک وقت! بغلم کن من از بازگشتِ بی هوای ترس ها می ترسم... "مخاطب ِ خاص دارد"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادت کردم هی میرم روبروی آینه می ایستم دست میذارم رو شونه ی خودم و تو آینه به خودم نگاه میکنم و میگم : طاقت بیار رفیق ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی خـیال نمــــی شـــوم کفر باشـد یا گُــناه تــا ابـد آغـوشت را آرزو می کنـــــم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرهـــ من قوی ام... آرهــ من ب تو فکر نمی کنم... البتهــ فقط روزآ... شب ک می شهــــ بـــآ ی آهنگ ؛ بـــآ ی خآطرهــــ تــــآ ب خودم میــــآم صورتم خیس ِ اشکهــــ چطور می تونی دلتنگم نشی؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .