♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش کاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم..... کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند مابجای ابرها گریان شویم ما همه روزی از اینجا میرویم (( کاش این پرواز را باور کنیم ))
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طعم دوریت را از لب مرگ میچشم، وقتی در نبودم طعم عشقمان را! از لب دیگری میچشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوس کرده ام خوب نباشم شاید حالم را بپرسی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره زيباست اگر بگذارند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب طوفانی است...هوای حوصله امشب .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره هوس نواختن گیتار...شکسته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره سکوت... دوباره تنهایی... دوباره شب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نحسی سیزده زودتراز موعد مرا در بر گرفت.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را تقصیری نیست!من به دروغ هایت عادت کردم،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب که می شود ، خیالت را محکم در آغوش می گیرم و چشم می بندم... خوابهایم بوی تو را می گیرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ گاه کسی را که به تو عادت کرده رها مکن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش سنگینی حجم لحظه هایم را می فهمیدی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در احساساتم می میرم...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا درست تهِ این دل یک چیزی هست که تنگ شده است یک چیزی که بهانه ی تو را می گیرد....صد افسوس که از حال دلم بی خبری...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .