♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بــار چشم ـهـایش را بست وقلبی را نشانه گرفت و تیر خلاص را رها کرد که به خاطر خودش می تپید......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این روزا مثل اونوقتاست که هیچ وقت اتفاق نیافتاده بود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنتۓ بیــا و دوبـاره دعوتـ ام کن بـ یک ـهـم آغوشی ِ پـُر التهـابـ بیـا و مـرا از ـخودم خواهش کن . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غریبی نکن ! بیا . . . یک زمانی مال من بودی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واســه من تــا همیشه قشنگـ ترین اشتبــاهی . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگــر بتـ پرست شدم نـ بـ این معنۓ کـ بازگشتم به عصـر جاهلیتــ ! نــه ! خدایۓ بهتر از« تـ ُ» پیدا نکردم ببخش کـ انقــدر پرستیدنۓ شدۓ براۓ من . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حکایتـ چشم هـایتـ...............مثل عطش تـابستـانـ . . .تمـامۓ ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نمی تونی فرار کنی و دقیقا به هر کسی محتاج هستی یاد می گیری که چطور با لبخند زدن گریه کنی . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نَفـَـسم بـَنـد آمـده ـهـمان نفسـی کـ تــا دیــروز زیــر گوشتــ مــدام تکــرا می کــرد « دوستتــ دارم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رکـ تــر بگویم ! حسرتتــ بـ دلم مانــد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ــها آبستن درد ـهــایی ام کـ برایم ساختی .....هستـم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـــکم نمی خواهـــی بـــرای یک بـــار هم به رویـــاهایم واقعیتـــ ببخشــی ... ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوسه با لـــجبازی ، بیشتر می چسبـــد ....حالا تا می توانی لجبازی کن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلــکم ! زمستـــان ریش سفیدی کــرده است میانمــان نمی آیی . . . ؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .