♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این فضای گنگ که تکلم نمی داند حجمی بزرگ مرا در آغوش خویش می بلعد مثل رویا خیس از نوازش باران
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاعر بی شعر می میرد و عاشق بی عشق پس وای به حال من که شاعری عاشق پیشه ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میدانستم پشت پنجره ی بسته چشمانم کدام خاطره زندانیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به نگاهت سوگند ديده ام جز به نگاهت نرسيد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از قله ی احساس برایت سبدی آوردم پر از بوسه و آغوش و نگاه همه اش مال تو است سبدم را پر از هستی کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر روزی نخواهم ببینمت به دروغ خواهم گفت درب خانه را به اشتباه به رویت گشوده ام برای دیدنم تمام درب ها را ، یکی یکی بکوب اگر برای دیدن دوباره ات دروغ نگفته باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده بگویم از نوشتن پر از کلمات سنگین که خوابم را دشوار کند بیزارم دلم می خواهد مثل سهراب ساده باشم و مثل فروغ غمگین تا وقتی آهسته آهسته دارم می میرم دور از خیال مردم کور هیچ کس نداند چه کسی مرد اما وقتی مردم باشد کسی که بر سر قبرم شعرم را بخواند و بگوید ، افسوس
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدون درد می روم از این دیار....این روزهای دلخراش پر از صدای قچ قچ آرزوها زیر دندانهای آسیاب روزگار تکه تکه ، خرد می شوند آهنگ روزهایم آغشته به تکرار همین خرده آرزوهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیستی تا بهانه ات کنم برای شکست سکوتی که روزهای طولانیست بعضش گلویم را عجیب می فشارد می دانم بر خواهی گشت به همین زودی ها نه آن قدر دیر که باز هم سکوت ، بغض هایم را خورده باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تمام شب هایم را نقاشی کرده ام و آویخته ام کنار مهتابی که به خانه ام راه ندارد کنار تمامشان اشک را تکه تکه دوخته ام با صدای بارانی که هر شب اتاقم را خیس می کند برای آنکه یادم نرود وقتی هوای اتاقم روشن خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ، آنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می کنید ، می دانستید . (ابو علی سینا)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه پایان اجباری شعر را خراب می کند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل آدم گاهی چه گرم می شود به یک " دلخوشــی کوچــــــک " به یک " هستـــــــــــــــــــــم " به یک " نتــــــــــــــــــــــــرس " به یک " نـــــــــــــــــــــــوازش " به یک " آغـــــــــــــــــــــــوش "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی خداحافظی میکنیم چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .