♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب هوای تو کرده دستانم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب فرصت تماشاست ...کنار دلتنگی ام قدم بزن! تا تماشای من مجالی نیست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس نمی دونه داغی تنم از حرارت آتیشیه که هنوز شعله می کشه تو وجودم و ذره ذره خاکسترم می کنه! هیچ کس نمی دونه هیچ دوایی نداره این تب تلخ... جز او.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به شماره افتاده اند این نفس های بی تو خدا کند که بمیرم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا سری بزن به ویرانه ی این آشفته ی گنگ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا... این تو و این دلم! جای نشکسته پیدا کردی توش پیشکش مهربونی هات....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب خاص.....دوست داشتنت معجزه میکند که در این هوا ازچشمها باران می اید!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهانهای نمانده است دیگر برای عاشقی کردن.....وقتی تو باشی و من برگها را با خیالَت زندگی می کنیم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها برگهای زرد میدانند زمان دقیق آمدن باد را....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .