دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥ღ سکوت زندگی♥ღ

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرد - مجرد
امتیاز: 32132

دنبال‌شدگان

(2253 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1486 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

دیروز جوانی بود حواس پرت و فردا پیرمردی است خیال باف . حقیقت همین امروز است همین حالا همین چند سطر ... و صفحه ی سپیدی که بین من و توست تا شعر به پایان برسد

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

ساحل من و دریا را در آغوش گرفته که می سوزم و این فانوس سرگردان با کابوس کشتی های به گل نشسته از خواب می پرد

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

حالا که از هستی دل بریده ام و رها کرده ام دنباله ی ستاره ها را ... تنها تو شرابی بنوش سیگاری بکش و مانند نهنگی دیوانه ... خلیجی برقص من آخرین خدایی هستم که شاعر شده ام

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

رنگ دیوارهای خواب رفته ی اتاق رنگ روشن موها رنگ چشمانی که راست نمی گویند ... حتی جا به جایی ساعت هم چیزی را عوض نکرد ... دارم می روم با کشیدگی ی شب کنار بیایم ! یادت می آید ؟ شعرهایی که قبلا می نوشتم به دست خودت می رسید !

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

از همه چیز بریدم می خوام کمی بی واسطه سقوط کنم

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

رد پای تنهایی پشت سرم پر نمی شود حتی زمانی که برف می بارد

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

خواب از سرم پریده قلبم تیر می کشد سرم دل دل می کند ... حالا من مانده ام با یک پازل بهم ریخته ی گیج !

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

در ساحل نمناک که گام بر می دارم .... از کنار گوش ماهی ـهای پهن شده در آفتاب که عبور می کنم ... پیکر ماهی ـهایی را می بینم که با چشمانی باز بی جان .... جا مانده اند از زندگی... ساحل دریا شده ... قبرستان ماهی ـها.... چه چرخه ای است ... این بــ ودن .... این زیستـ ن ....؟؟؟ از دریـا ... به مـوج می رسی ... از مـرگ ... به سـاحل..... !!! در اینجا مـ رگ مـ وج می زند..... دیگر در مرگ ماهـی ـها... آوای موج و باد .... می شود .... نوای حزین ... دریـا...!!!؟؟؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

میـ دانستم تـو روزی چونان .... فریـادی در کوه به خود بازگشته ... برمیـگردی به سویـم .... . . همـیشه افسانه از همین جا شروع میـ شود.... از یک خیال خـام !!!؟؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

بـوی ریحـان میـ گیـری بـوی نـعنا آنـوقت کـه : سبزی فروش گـره میـ زند دسته دسته سبـزیهایش را .... در برگـ برگ دفـترم ... !!!؟؟؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

در انتهای تنهایی ـهایـ م پنــجره ای، رو به خیـال ات باز اسـت تـا به ابـد ....

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

در زندان که باشـی ... دیگـر چه توفـیری میـ کند که : میله ـهای قـفس ات از آهن باشد...یا مشـت بستـه ی یک کودک عاشـق پـروانــه ...!!!؟؟؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

با " تـو " جمله ـها ساختـم نوبت "مـا" را دادند به "او" و تا خواستـم با " من" یک جمله ای سرهم کنم... کسی فـریاد زد برگه ـها بالا!!!؟؟؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

آااي آيندگان ... اينجا به قدر كفايت نمك مي ماند كه روي زخم هاتان...بريزيد براي نديدن درياچـه اي كه بود... * اينجا مرگ شده عادت مرگـ آدم... مرگـ جنگل ... مرگـ درياچه... اي خورشيد شرمت باد در اين مرگ همدست ديگران مشو ....!!!؟؟

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تنها چـــراغ را روشن میـ کنم گلها را در گلدان میـ گذارم پنجــره را باز میـ کنم و بعــد میـ روم ...نگران نباش......