♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می دانستند چه بر سر ِ من ِ عاشق ِ دیوانه می آید وقتی که بوی عطری را می دهند که همیشه همراه عشقم بود.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این رورها از دید تو ....صبور شده ام اما بیشتر از صبوریم تلخ شده ام........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوشی برای گرم شدن نیست....باران دوست ندارم خیس می شوم سردم می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.....مهربـــــــان تر از این بودی که با خاطراتت عذابم دهی.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدتر از این هم مگر هست که خبری خوش بشنوی اما کسی نباشد که خوشحالیت را با او قسمت کنی؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .