♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خوب میشناسی این دل دیوانه ام را.... که اگر دیوانه شد ، دنیا را بهم میریزد.... حالا بیا و آرامش کن ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی؟ قید همه کس را زدم به خاطرت ، من که اینجا ندارمت ، اینجا نمیبینمت، نیستی انگار دیگر در کنار دلم ، کجایی ؟ فریاد نمیخواهم ، سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت نگو مرا نمیخواهی ، نگو که دلم میلرزد ، باران در پشت پنجره چشمانم میزند، هیچکس جز تو نمیتواند به من آرامش دهد ، نگو مرا نمیخواهی که میمیرم ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگو مرا نمیخواهی ، من که میخواهمت ، من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم نگو مرا نمیخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا نخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی حالا دیگر کار از کار گذشته ، دلم بدجور به تو دلبسته ، نا امیدش نکن ، دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن ، دیگر بس است ، از حالا با ما مدارا کن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتیـــــــــــــ من ماندم و حرفهاییــــــــــــــــ که دیگر نمیــــــــــــــ آیند ... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلمــــ ــ ـ گــرفتـــه ؛ غمــــــــ هايـــم را بـغـــــل کنــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غزلهایم برای توست چرا که تو قطب زنده غزلهای منی و من شکسته بال ترین عاشق چند بیت آخرم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگو سیـــــــــــــــــب...!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشبختی را در همین لحظه باور کن، لحظه ای که دلی به یاد توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک مترسک خریده ام ! عطر همیشگی ات را به تنش زده ام ! درست مثل توست ، فقط اینکه روزی هزار بار از رفتنش مرا نمی ترساند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلتنگی خوشة انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت میکند اندوه.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .