♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر من در این گوشه چشم انتظار نشسته ام ، تو در آن گوشه از شوق دیدار همه ی چوب خطهارا به صلیب می کشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی سخت است ببینم قلبم چه معصومانه میسوزد ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لبریز از عشقم ، خالی از هر نیازی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باورم نیست که دیگر تو را نخواهم دید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا بنشینم به انتظار فردای روشن وقتی نیستی چرا بی قرار بمانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشـــــــــه با من یکرنگ بــــــــــود... سیاه ام مـــــــی کرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ؛ پر مرغان نگاهم را شست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه حتی اگه کوه هم پشتم باشه می ترسم .....می ترسم......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .