♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی ما آمدیم اتفاق ، اتفاق افتاده بود ! حال هرکس به سلیقه خود چیزی می گوید و در تاریکی گم میشود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سراغ مـــن اگر می آیی تنــد و آهســته چه فرقی دارد؟تــــــو به هر جور دلت خواست بـــــیا ! ... مثل سهراب دگر... جنس تنهایی من چینــی نیست،...که ترک بردارد، مثل آهــــن شده چینی نازک تنهایی مــــن، تـــــو..فقط . . . . . زود بیا.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت .... که بر میگردم... و بیخیال عزیزهای مصر ویعقوبهای چشم به راه، چنان به خود میفشارمت ! که هفتادو هفت سال تمام ... باران ببارد و گندم درو کنیم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مینویسم برای تو... دیگران می آیند و میخوانند و میگویند : خوب بود... اما آنها هرگز نمیدانند چه قدر سخت است مخاطب نوشته هایت .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حافظ هنـوز هـم در فالـهـایش اصـرار دارد خبر خوشـی در راه است ، تو کجـای دنیـای منـی ؟ که هر چـی مـی آیـی نمی رسـی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سـکوت" خطرناکتر از "حـرفهای نیشدار" است! بدونِ شَـك کسی که "سُکــوت" مـی کــند؛ روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .