بي تاب شد اشك با آه باريد آرام آرام/ از غصّه اين چشم هرگز نخوابيد آرام آرام /يك گل ميان ديوار و در بود پژمرد از غم/ با مرگ غنچه بسيار ناليد آرام آرام نرگسی وجودش پاك و مطهّر امّا سراسر /گلبرگهايش كبود گرديد آرام آرام/ گل تاب دوري بي غنچه بودن نداشت/ ديگر دستي برآمد از شاخهاش چيد آرام آرام/ داند عفيفه با اين مصيبت لبخند جان داد/ از غصّه ديگر دنيا نخنديد آرام آرام@nargesiii
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .