♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه کبریت و فندک و ذغال و چوب ِ خشک می خواهد ... نه چخماخ و صاعقه و کاه و جنگل ... ، فقط دل می خواهد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از نشانه های ِ بالینی ِ تنهائی ... بالش ِ خیس است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لامذهب شانس در ِ خانه ی ِ آدم را نمی زند ... ، تازه تقدیر هم می مالد به در ِ آدم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی که دست َ ش خالی است گیر است ... ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آب افتاده را نقد نمی کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي سكوت حرفهاي قشنگي مي زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسانها مانده اند...در هوای کوچ پرنده های غریب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي دلت گرفته نميداني دردت را به كه بگويي كه بشنود و نشنيده بگيرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید .. خاموشی، به هزار زبان،در سخن است در مردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده یی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی در بیرون زمان درد بزرگسیت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 3 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .