♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه فرهادم ..نه مجنون ........ من مرد افسانه شدن نيستم...تمـآم تــنــ♥ــم بــوے عطـر تــو را مي دهــد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــا هيچ مزه اي عوض نميكنـــم نمـــك چهــــره ات را ولـــي متعـــجبم ازشـــيريني لبــانت در ايـن نمكــزار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر شب از پُـشـت صـفـحـه کـوچـک ِ . . . در آغـوشم ميگيري.. و نميداني كه... چـه آرامـشـیـسـت همين آغوش خيالي !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من محتاج ترانه های بی قفس ِ پر از کبوترم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از عشق که....نه.... اما از عاقبت بی عقوبت! این همه فاصله، از انتهای نامعلوم این کوچه های بی چراغ و چلچله!، چرا....می ترسم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توووووووووووووو مثل هیچ کسی نیستی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بندناف مرا با تیغ بدبختی بریدن!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتہ بودے فــ َردا پـُشتِ این پنجرھ ها غـُنچہ اے مےروید وَ کسے مےآید، روشنے مےآرد ... دیرگــاهیست کـہ من، پشتِ این پنجرھ ها مـُـنتظرم وَلـــــــــے اینجا حتے، رد پایے هم نیست ". . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .