مگر چقدر میشود پرسه زد در انتهای عقیم روزمرگی و شعله را روشن - خاموش کرد ؟ و همه چیز را سوزاند درعمق حواس پرتی ها ... چقدر میشود دوید و دوید و دوید و دست هایت را گم کرد در اعماق دیوانگی پاهایت که به ایست روی خوش نشان نمی دهد ؟
وقتی زیادی به کسی بگی دوست دارم ...خیال میکنه احساستو به حراج گذاشتی … .!! تو حراجی هم چیز خوبی گیر آدم نمیاد ... .!! پس یه کم جلو اون زبونتو بگیر ... .!!!! @♥ღ سکوت زندگی♥ღ
@❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥ چشمم به آسمان است در شبی که به نیمه می رود از ستارگان یخ بسته خبری نیست میدانم کجایند! ماه در آغوش گرمش پناه داده است همه را در پیاله ی زرد وجودش که گرما را وام گرفته است از خورشید پشت کوههای تابستان در سرزمین زمستانی ما ....کنار خزر...
سهراب در شعرگفت : چشمها را باید شست جور دیگر باید دید ، اما در عمل دست شست و رفت ! چگونه میشود تعبیر کرد شعرشاملو را وقتی گفت : دهانت را می بویند مبادا .... ؟
جمله " آن که رفتنی ست بگذار برود "
گشاد ترین #کُلاهیست که سر ِ #عشق رفته است !!!
...
و قبل از اینکه انگشت از کنار ِ انگشتِ رقیب برداری ،
یک لحظه !
فقط یک لحظه به انگشتت خیره بمان !
و فکر کن ، پس از این ..
انگشتت را ..
بــه کــدام در خــواهـی کــوبــــید !!!؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .