@گمنام@Arsalaan@cassilas@alibaba@ali_reza@fariman__0912: سکوت را من چنان بر بوم ریزم ... وزآن رنگ سیاه دل به خیزم ... شکوفا میکنم باغ نگاهم ... به صهبای می اش جانم بریزم ... گمنام@bitohicham
بــانــویــی را در میــانـه راه دیـدم،کــه سبـدی پــر از آرزو در دســت داشــت،نــزدیکــش رفتــم،چشمــانــش خیــس اشــک بــود و زجـه میـزد.پــرسیــدم...تــو را ایــن چــه حــالیســـت..؟
آهـــی کشیــد و گفــت:بــرای زنـانــی مـــی نـالــم کـه بــرای رسیــدن بــه آرزوهــایشــان دلشــان را پیشکــش مــردانــی کــردنــد تـا لقمــه ای نــان بـه جــایــش بگیــرنــدو نیــز بــرای خــود مــی نـالــم کــه بـا سبـدی پــر از آرزوهــم شکــمم خــالیســت
در شــهر من "بــکارت" همان کاغــذ نقــره اي رنگ داخل پاکت ســيگار است ! پاره که شود ... هر کسي هــوس ميکند به تو دســت درازي کند ! بايد براي ســوختن و تمام شــدن آماده باشي.. به زودي دور مــي اندازنت ! حتي همان کسي که بسته را خودش بــاز کرده ... !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .