♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی از دنیا و آدمهاش نا امید و خسته شدی و دلت گرفت برو کوه و با صدای بلند فریاد بکش ، بگو آیا بازهم امیدی هست ، میبینی که در جواب میگویند : هست ، هست ، هست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقــــصیر خود توستــــــــــ گفته بودم بوســـــــه ... بوســــــه می آورد گوش نکردی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من بوسه هایم را برای تو در رویایم پنهان کرده ام !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دل مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن دل ساده مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن دیدی اونم تنهات گذاشــــــــــــــــــت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ها جای خالی تورا با عروسکی پرمیکنم همانند توست!... مرا دوست ندارد ... احساس ندارد ... اما هر چه هست دل شکستن یاد ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دستت رو بزار زیر شونه هام داغونم .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی فکر می کنم هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم اما دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند انگار این قلم جز با حضور نام تو فرمان نمی برد ....لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات نه سر دارند ونه ته ... بی هوا می ایند تا خفه ات کنند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو همانی که با همه ی دنیا فرق داری
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .