♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر زني را نمي خواهيد ديگر يا برايش قصد تهيه زاپاس را داريد به او مردانه بگو داستان از چه قرار است آستانه ي درد او بلند است . يا مي ماند! يا مي رود! هر دو درد دارد! اينجا زمين است حوا بودن تاوان سنگيني دارد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست، که من کس نداشتم، کسم خدا بود کس بی کسان.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه دوست، گریخت .. سخن از دوست مگو عشق کجا؟ دوست کجاست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر تو معنی پرپر زدن ندانستی پرنده ای بکش و یک قفس ولی دل تنگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شنیده ام که تو عکس شکسته می کشی با رنگ اگر حقیقت است بیا من شکسته ام بی سنگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش او میفهمید که اشک، تمنای چشمهایی است که در حسرت دیدارش بی تاب و بی قرارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیاه لشکر بودم و فکر می کردم نقش اولم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سکوت برای تو دعا خواهم کرد و آرام خواهم گریست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنج کشیدم.....چشمانم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چهاردیواری ام باشی کا[!]ت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز می لرزد ٬ دلم ٬ دستم. باز گوئی در جهان دیگری هستم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ساده و بی صدا از کنارم گذشتی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .