♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه یک چیزی هست توی زندگی که آدم ازش لذت ببره , مثل همین خواب بعدازظهر.... وقتی دلخوشی آدم کوچیک میشه انگار دنیاشم کوچیک شده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم نه عشق آتشین میخواد نه رویاهای عجیب نه دروغهای قشنگ نه سکوت تلخ شاعرانه نه ادعاهای بزرگ نه بزرگیهای پر از ادعا ..... دلم یه فنجون قهوه داغ میخواد و یه دوست که بشه باهاش حرف زد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه قدر شعر نوشتیم برای باران غافل از آن دل دیوانه كه بارانی بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رنگ آرزوهایم این روزها خیلی پریده.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم پر از هیاهوی نفس های توست و نگرانی مهمان چشمهای مستم تو را می خواند سبزترین صدای سکوتم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای… اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم…و اشکهای خداحافظی را !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احساس خوبی نیست فقط با اسم تو زیستن چون اسامی به دیوار رفته هم زمانی با ما بودند!!! قبل از اینکه به دیوار چسبانده شویم با هم نفس بکشیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صداي سوتک گلويم را تا عرش به پرواز در خواهم آورد.......برخيز که قامت بلند صدايم در اعماق آسمان طوفاني درياي فريادم تو را به نجواي شکسته به ترنم نشسته است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عزیزم اشتباه نکن من که دیوانه نیستم من فقط عجیبم و عجیب عاشق تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها تو را ستودم آنسان ستودمت کـــه بدانند مـــردمــان مــــــــــحبوب من به سان خدایان ستودنی است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آه ... این واژه ی تنهایی آه، این خاموش ترین طلوع یک غم آه، این رسوایی دل این سرریزی اشک این دردمندی روح! آه ... ای نشان غم ای سوز دل، ای ماتم کشیده می شوی و می سوزی و می سوزانی تحمل می شوی و تحمل می کنی و تحمل می دهی و می گذارنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمـے خواهم نوشته هایم تکانت دهد نمـے خواهم در فکر فرو روے نمـے خواهم با خودت بگویـے چه نوشته اے تو خود باید خاص ببینے، تکان بخورے، فکر کنے و بگویـے ... . ــــــــــــــــــــ ... ــــــــــــــــــــ . فکر کن و بگو ... گر مے توانے!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .