♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای دریا قلبم را با تمام تنهایی خواهم بخشید به تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی رو به خزر نشسته ای....موج ....غروب خورشید زیر ابرها....بغض آسمان .....تنهایی....دل جز گرفتن کاری ندارد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر با من نیست غم نداشتن او....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فریادها مرده اند سکوت جاریست تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی آشیانه را شوق ماندن نیست سنگ بر زمین ننداز من خود پریده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلالی که از آن گله دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بـار مـن مانـده ام و تنهایی و عـشـق و جـنـون و بـن بـسـت . . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .