♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه احساس شیرینی دارم انگار.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نمیشود رفت ....من غمگینم . خیلی غمگین . من بی تابم خیلی بی تاب . من سر در گمم خیلی گیج ... من پر از نا آرامیم پر از اینکه نمیدانم راه درست چیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نویسم قیس رویا داشت .....من رویا ندارم یک غزل رویای لیلا داشت من...... لیلا ندارم! در بیابانی که دریا بود روزی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستی برو ا... من در گوشه ی همیشگی شعرم به انتظار نشسته ام ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .