♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودنت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مغز مدادم سوت می کشد از سیاه مشق آرزوهایم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چيز زيادی نخواستم من ... فقط به اندازه ی يک پرنده آسمان می خواستم و به اندازه يک ماهی دريا..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید که می توانست از بار این مصیبت سنگین آسوده ام کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خبری از صاحبش نیست...اینجا ... مثل یخی که مانده گوشه ی قایق و آب شده زیر آفتاب مثل قایقی که می داند عاقبتش سوختن در آتش است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی گیر دنبالر مجازی هستی ...دنیای واقعی گیر تو ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا که ترک کردی سیگار را نمی دانم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار یک نفر هست که اصلا نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار آمده اما من باید بروم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی، یعنی: ارزش من همین است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاصدک ها هم دیگر از من خبری نمی گیرند هرچه قاصدک بود را به سوی تو پر دادم..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .