♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من روزهایم را معکوس میشمارم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام سلول هایم عاشق میشوند وقتی دستهایت گیسوانم را به بازی میگیرند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروبم را به تماشا بنشین اینگونه زیبا ترم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا امدنت روزی هزار بار روحم را میتکانم ـ از هر چه غبارـ تنها به حرمت قدمهای کوچک تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هوا ابری می شود و باران نمی بارد مثل وقتی می شود که تو می روی و من قول میدهم گریه نکنم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تمام نگاه های این شهر را می شناسم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیدانم با سیب به زمین آمدم یا گندم اما میدانم با آب انگور به آسمان میروم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتما انجا که رفت دوست داشتنی تر بود تا کنار من.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم خفه مي شوم انگار تا به حال از دريچه ي چمدانت نفس مي كشيدم كه حالا محكم بسته اي...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .