#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
حواست نبود..
بی تو بیزارم و مثل سایه ی تنهای سرد دیوارم بیا به ساز دل من برقص با دل من که با غرور بگویم نکرده انکارم
دلشوره های عجیبی این روزها تمام بودنم را پر کرده آسمان با میله های تر باران روی پنجره ی اتاقم راه می رود پنجره را که باز می کنم باد صورتم را سرخ سیلی می کند و یک مشت باران توی صورتم می خوابد...
گاهی اشتباهی یک جاده را چند بار می روم و باز هم ... پر از سوء تفاهم شده ام ، کارهای بیهوده زیاد انجام می دهم
التماست می کنم با گریه در بازارِ شهر من غرورِ کاذبِ مردانه می خواهم چکار؟ مَردم و هر بار رفتی بی تو "عادت" کرده ام شعرهای آبرومندانه می خواهم چکار؟ چون تو را دارم نمی بینم بجز تو... این منم - مردِ نخلستان نشین!! گلخانه می خواهم چکار؟
@O u ➌ Ph ¥ یوسی بیا ببین این اون مینی بوسه نیس؟
آها د ِ خود ِ خودشه
باحاله
اصلا امشب مثل دریا باش ، دریا که شدی کشتیِ پهلو گرفته در بنادر می شوم
سرودي در ناي باد پنهان است. كه از ياد نرفته بود در ناي باد پنهان است، مي وزد، بر شاخه هاي درختان، برگها؛ مي وزد، مانند ماهي مرده با فَلَس هاي نقره اي اش، تيزي فواره مي كشد بر، ناي كه از ياد نرفته بود
حالا تو هی بگو دوباره می کاریم هی بگو بهار آغاز فصل رویش است
دیروز خبر رسید علف های بهاری سوختند و حواس شهر به تنهایی برگشت * دیروز خبر دادند به خانه برگردم رفتار آفتاب را تماشا کنم در باغچه
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .