#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
برای گنجشکی که باران تنهایی اش را نادیده گرفته باشد
بگووووووووووووووووو ابر بباره کویرم میخوام جون بگیرم
اگه بارون بباره.....
منم خووووووو نیست که نفسم @♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اره كم مياد جاش خالي خيلي
مياد خودت ك ميدوني خيلي مهربونه
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتی تونیستی همه نیستن نه که نیستن هستن ولی مثل تو نیستن....
به شماره افتاده ام.......... و فکر می کنم در پای کدامین برگ به خاک می افتم....
خاک عاشقی میداند،گریه میکند،رنج میکشد و صبر میکند،سر به آستان مرگ میگذارد،بر شانه هایش گریه میکند. اما نمیمیرد،خاک عاشقی صبور است،بر برگ های پائیز بوسه میزند. تقدیر جهان را عوض میکند،جوانه ها را بیدار و درخت ها را خواب میکند. اما خود ،هرگز نمیخوابد،خاک عاشقی صبور است،که سالها و سالها برای آسمان صبر میکند و من ،همانم،که از خاک آمده ام. چون خاک عاشقم ،و چون خاک،روزی ،صبوری را هم خواهم آموخت.
صبوری را هم خواهم آموخت
تو آمدی تنهایی رفت پدر بازگشت مادر خندید ولی هیچ اتفاقی نیافتاد.....
بسیار تشنه ام ..... نگاهم می کنی؟
گور پدر تنهایی تا تو هستی عزیزم.....
ساقه هایم آفتاب را از یاد می برند آغوشت اگر فراموشم کند!
انگشتانم را دفن می کنم لابلای ماسه های خزر و چشمانم را مثل سنگریزه می ریزم توی رودخانه تا پشت سرت آب بپاشند زود برگردی @♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بر من بخند شکوفه باران خنده ات تنها آرزو ی من است برقص چین دامانت مسحورم میکند چون دریایی مواج ای کاش غرق شوم در آغوشت
چشمها باید اتفاقی , باشند تا عکس خوبی از آب در بیاید لبخندی گیر میکند لابلای این شعر قفل می شوند دندانها یم کسی در درونم درد میکشد سرم گیج میرود
خدایا به تو مدیونم....
خدایا خودت ما را از شر منافقین مرتجع خلاص کن
آمین
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .