♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنت به چشمهای بسته ... لعنت به شب!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در اینجا عشق با مرگ همسایه است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره های اشکم با نفس های باد! رقص کنان میریزند بر جاده های همیشه خالی سکوت زندگیم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که اینجا کاری نمی کنم!فقط, گهکاه گمان آمدن ِ تو را در دفترم ثبت می کنم!همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق را چگونه می شود نوشت در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این منی که میبینی بی تو خرابه ای بیش نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار /چه کنم حرف دگریاد نداد استاد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمهایت آخرین قایق هاییست که عزم سفر دارند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر من در این گوشه چشم انتظار نشسته ام ، تو در آن گوشه از شوق دیدار همه ی چوب خطهارا به صلیب می کشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی سخت است ببینم قلبم چه معصومانه میسوزد ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .